تبليغاتX
log
هیات منتظران ظهور s
 

هیات منتظران ظهور

او خواهد آمد





باز محرم رسید

حرم امام حسین علیه السلام

باز محرم رسید، دلم چه ماتمزده

کسی میان این دل، خیمه ماتم زده

باز محرم رسید، شدم چه حیران و مست

از این همه عاشقی، دوباره‎ام مست مست

باز محرم رسید، میکده‎ها وا شدند

تمام عاشقانت، واله و شیدا شدند

باز محرم رسید، این من و گریه‎هایم

رفع عطش می‎کند، فرات اشک‎هایم

باز محرم رسید، شهر سیه‎پوش توست

دل، نگران رنج خواهر مظلوم توست

باز محرم رسید، مدرسه عشق باز

کلاس درس زینب، کار نموده آغاز

باز محرم رسید، وعده‎گه بیدلان

فصل جنون و مستی، صاحبِ صاحبدلان

باز محرم رسید، تا سحر آواره‎ام

میان میخانه‎ها، مستم و دیوانه‎ام

باز محرم رسید، عاشقی سوداگریست

گرمی بازار عشق، شور دل زینبیست

مرکز فرهنگی منتظران

| لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388;ساعت 10:57;  توسط نوكران مولا ; 

تخریب قبر امام حسین‏ (علیه‎السلام)

کربلا

الهام‏بخشى تربت‏ خونین سیدالشهدا(علیه‎السلام) در راه مبارزه با ستم، سبب شد كه شیعه، همواره مرقد آن شهید را تكریم و بر گرد آن تجمع كند. توصیه‏هاى اكید ائمه نیز نسبت به‏ زیارت قبر امام حسین ‏(علیه‎السلام) این شور و الهام را مى‏افزود. همین سبب شد كه حكام ستمگر همواره احساس خطر كنند و این كانون را از هم بپاشند. از دوران بنى امیه كه زیارت آن ‏حضرت، ممنوع و تحت كنترل بود، تا زمان هارون الرشید كه حتى درخت‏ سدرى را كه ‏سایه‏بان زائران بود قطع كردند1، تا زمان متوكل عباسى كه اوج آن سختگیری‎ها و ممانعت‎ها بود، تا زمان استیلاى وهابیون و غارت كربلا و تخریب حرم حسینى، همه و همه گویاى‏ وحشت دشمنان حق و اهل بیت، از جلوه‏گرى این خورشیدهاى تابان بود.

متوكل عباسى، پاسگاهى در نزدیكى كربلا زده و به افراد خویش فرمان اكید داده بود كه: هر كس را دیدید قصد زیارت حسین را دارد، بكشید.2 به امر متوكل، هفده بار قبر حسین‏(علیه‎السلام) را خراب كردند.3

در یكى از این نوبت‎ها، «دیزج یهودى‏» را مامور تغییر و تبدیل ‏و تخریب قبر مطهر كرد. او نیز با غلامان خویش سراغ قبر رفت و حتى قبر را شكافت و به‏ حصیرى كه پیكر امام در آن بود برخورد كرد كه از آن بوى مشك مى‏آمد. دوباره خاك ‏روى آن ریختند و آب بستند و آن زمین را مى‏خواستند با گاو، شخم بزنند كه گاوها پیشروى نمى‏كردند.4 هارون‎الرشید نیز یك بار به والى كوفه فرمان داد تا قبر حسین بن ‏على(علیه‎السلام) را خراب كند. اطراف آن را عمارت‎ها ساخته و زمین‎هایش را زیر كشت و زراعت ‏بردند.5 به متوكل خبر دادند كه مردم در سرزمین ‏«نینوا» براى زیارت قبر حسین(علیه‎السلام) جمع ‏مى‏شوند و از این رهگذر، جمعیت انبوهى پدید مى‏آید و كانون خطرى تشكیل مى‏شود.

متوكل به یكى از فرماندهان ارتش خود در معیت تعدادى از لشگریان ماموریت داد تا مرقد مطهر را بشكافند و مردم را متفرق ساخته، از تجمع بر سر قبر آن حضرت و زیارت ‏قبر او جلوگیرى كنند. او هم طبق دستور، مردم را از پیرامون قبر پراكنده ساخت.

متوكل عباسى، پاسگاهى در نزدیكى كربلا زده و به افراد خویش فرمان اكید داده بود كه: هر كس را دیدید قصد زیارت حسین را دارد، بكشید. به امر متوكل، هفده بار قبر حسین‏(علیه‎السلام) را خراب كردند.

این حادثه ‏در سال 237 هجرى بود. ولى مردم در موسم زیارت، باز هم تجمع كرده، علیه او شورش ‏كردند و بى‏باكانه به ماموران خلیفه گفتند: اگر تا آخرین نفر هم كشته شویم، دست برنمى‏داریم. و بازماندگان ما به زیارت خواهند آمد. وقتى حادثه به متوكل گزارش شد، به ‏آن فرمانده نوشت كه دست از مردم بردارد و به كوفه بازگردد و چنین وانمود كند كه ‏مسافرتش به كوفه در رابطه با مصالح مردم بوده ... تا این كه در سال 247 باز تجمع مردم ‏زیاد شد. به نحوى كه در آن محل، بازارى درست ‏شد. مجددا بناى سخت‏گیرى گذاشتند.6 روز به روز بر زائران افزوده مى‏شد، متوكل سردارى فرستاد و میان مردم اعلام كردند كه ‏ذمه خلیفه از كسى كه به زیارت كربلا رود بیزار است.

باز هم آن منطقه را ویران كردند و آب بستند و شخم زدند و قبر را شكافتند.7 اینگونه برخوردها و جفاها، همه براى پراكندن ‏مردم از گرد این كانون حرارت و شوق بود، اما كمترین نتیجه‏اى نمى‏گرفتند و بر شوق‏ مردم افزوده مى‏شد. «بهاى وصل تو گر جان بود، خریدارم.‏» كربلا، سنگر مقاومت‏ مى‏گشت و كعبه اهل حقیقت و ولا.

آرى ... «زیارت این خاك است كه توده مردم را یارى مى‏دهد تا به انقلاب حسین‏(علیه‎السلام) و به جهاد و مبارزه او علیه ظلم بیندیشند و به رسوا كردن دستگاه حاكم بنشینند. چنین است‏كه این خاك -خاك كربلا - سمبل و شعار مى‏شود و طواف آرامگاه حسین، با صد طواف‏ كعبه مقابل مى‏شود و حتى بر آن ترجیح مى‏یابد.»8
امام حسین

وهابیان نیز در سال 1216 ه.ق به كربلا حمله كردند و این تهاجم‎ها، ده سال ادامه ‏داشت. هم شهر را غارت و هم مردم را قتل عام و هم قبر مطهر را خراب كردند. یك بار هم‏ «امیر مسعود» در سال 1225 با سپاهى متشكل از 20 هزار جنگجوى وهابى به نجف و از آنجا به كربلا تاختند.9

در عصر حاضر نیز، حكومت بعثى عراق، براى در هم كوبیدن حركت انقلابى شیعیان ‏این سرزمین، در سال 1370 ش با انواع سلاح‎ها مردم را در نجف و كربلا به خاك و خون ‏كشید و با توپخانه، گنبد و بارگاه امام حسین‏(علیه‎السلام) را مورد هجوم قرار داد. و این پس از قیام ‏مردمى بر ضد حكومت‏ «صدام‏» بود كه شهر نجف و كربلا را به تصرف در آوردند و رژیم‏ عراق، براى باز پس‏گیرى آنها از دست انقلابیون، با خشونت تمام وارد میدان شد و ساختمان حرم امیرالمؤمنین و سیدالشهدا و حضرت اباالفضل (علیهم‎السلام) و گنبد و درها و ضریح، آسیب دید.

این جنایت‎ها سبب شد رهبر انقلاب اسلامى، آیة الله خامنه‏اى طى ‏اطلاعیه‏اى ضمن محكوم كردن تجاوزات رژیم بعث عراق به حرم‎ها و شهرهاى مقدس، روز پنجشنبه 8 ذى قعده 1411 ق برابر با دوم خرداد 1370 ش را عزاى عمومى اعلام ‏كرده، به سوگ بنشیند.10

در بخشى از این اطلاعیه آمده است: «... با یورش وحشیانه به ‏نجف و كربلا، آن كردند كه قلم از شرح آن عاجز است و بر عتبات عالیات و مسلمانان و مردم عراق و حوزه‏هاى علمیه، آن روا داشتند كه طواغیت ‏ستمگر و خون آشام بنى امیه و بنى عباس هم روا نداشته بودند و چنان ضایعه و جراحتى بر قلب دوستان اهل بیت وارد كردند كه سنگینى آن پى‏نوشت‎ها را با هیچ فاجعه‏اى در این زمان، نتوان قیاس كرد. «هیجوا احزان یوم‏الطفوف... .»11

مرکز فرهنگی منتظران

| لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388;ساعت 10:55;  توسط نوكران مولا ; 

نقش تبلیغات گمراه كننده بنى امیه در واقعه کربلا

واقعه کربلا و ادبیات شیعه

 

بیش از پنجاه سال از رحلت رهبر عالم بشریت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) نگذشته بود و هنوز فریاد آن بزرگ رهبر الهى، در گوش‎ها طنین‎انداز بود كه: «الحسن و الحسین اماما امتى بعد ابیهما و سیدا شباب إهل الجنه و امهما سیدة نساء العالمین و ابوهما سیدالوصیین.»(1) و هنوز كسانى مانند "جابر بن عبدالله انصارى"، "ابوسعید خدرى"، "سهل بن سعد ساعدى"، "زید بن ارقم" و "انس بن مالك" زنده بودند و حدیث "الحسن و الحسین سیدا شباب اهل الجنه" را درباره آن دو امام از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنیده بودند.(2)

كسى در محبت و علاقه پیامبر خدا به دخت گرامى‎اش حضرت زهرا(علیهاالسلام) و فرزندان ارجمندش تردید نداشت، از اصحاب و تابعین، كم نبودند كسانى كه سیماى رسول خدا را به خاطر داشتند، آن هنگام كه فرمود: "فاطمه بضعة منى من اغضبها فقد اغضبنى(3)؛ فاطمه پاره تن من است آن كه او را به خشم آورد، مرا به خشم آورده است" و "ان الله یغضب لغضب فاطمه و یرضى لرضاها(4)؛ همانا خداوند براى خشم فاطمه، به خشم مى‎آید و براى رضایت او، خشنود مى‎شود." و نیز صحابه فراموش نكرده بودند كه سیدالمرسلین به سوى على، فاطمه، حسن و حسین(علیهم‎السلام) نظر كرد و فرمود: "انا حرب لمن حاربكم و سلم لمن سالمكم (5)؛ با كسانى كه با شما بجنگند، در جنگم و با كسانى كه با شما صلح كنند، در صلحم."

با این وصف، مسلمانان چگونه اجازه دادند و امویان چسان چنین فضایى را پدید آوردند تا وجدان عمومى پذیراى شهادت امام حسین(علیه‎السلام) و ابرار همراهش گردد؟

به نظر مى‎رسد، چهار عامل اساسى، فضاى چنین حادثه دلخراشى را پدید آورد و بستر چنین حركتى را مهیا ساخت:

1ـ تبلیغات گمراه كننده بنى امیه؛

2ـ بى خبرى مردم و عدم قدرت تحلیل پدیده‎هاى سیاسى؛

3ـ تحریف فلسفه سیاسى اسلام (امامت)؛

4 ـ ترویج و تبلیغ مكتب جبرگرایى.

بیش از پنجاه سال از رحلت رهبر عالم بشریت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) نگذشته بود و هنوز فریاد آن بزرگ رهبر الهى، در گوش‎ها طنین‎انداز بود كه: «الحسن و الحسین اماما امتى بعد ابیهما و سیدا شباب إهل الجنه و امهما سیدة نساء العالمین و ابوهما سیدالوصیین.»

رسول اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «ثلاث اخافهن على امتى من بعدى: الضلاله بعد المعرفه، مضلات الفتن و شهوه البطن و الفرج(6)؛ از سه چیز، پس از خود بر امتم بیمناكم: 1ـ گمراهى پس از شناخت حق، 2ـ فتنـه‎هـا و آشـوبهاى اغـواگـر، 3ـ شكم‎پرستى و شهوترانى.» و این هر سه در دوران معاویه به بالاترین شكل خود رسید، چه گمراهى‎اى از این بالاتر كه جانشین منصوب از قبل پیامبر ـ یا لااقل داماد، پسر عمو و اولین مسلم ـ در خطبه‎هاى نماز جمعه به دستور معاویه لعن شود؟(7) چه اغوایى از این بالاتر كه عمرو بن عاص، امامى را از خلافت، خلع كرد كه جن و انس بر لیاقتش معترف بودند و فرزند هند "آكلة الاكباد" را به جانشینى رسول خدا، برگزید؟

تبلیغات گمراه كننده از آنجا آغاز گشت كه معاویه با پول بیت المال مسلمین، در مذمت و بدگویى امام آنان، حدیث جعل كرد(8) و پرده حرمت را درید و با كمك دستیارانى چون "مغیرة بن شعبه" و "عمرو بن عاص"، نه تنها خود را "خلیفه رسول الله" و "اولى الامر" مسلمانان خواند و زمینه قتل عام شیعیان را فراهم ساخت، كه به شامیان و پاره‎اى دیگر از بلاد ـ با تبلیغات دروغین ـ قبولاند كه مجسمه عدالت، نماز نمى‎خواند!

محرم

اگر نبود، مگر این نكته كه اكنون نیز بسیارى از برادران اهل سنت، معاویه را تا حد تقدیس مى‎ستایند، كافى بود كه بدانیم دراهم و دنانیر و تبلیغات گمراه كننده امویان، چسان هویت فتنه انگیز معاویه را وارونه به مردم نمایاند و شخصیت على و خاندانش را بر خلاف واقع! پس از معاویه نیز ـ با تمهیدات او ـ یزید را امام مسلمانان خواندند و حسین را آشوبگرى كه قصد برهم زدن امنیت ملى را در سر دارد و لذا به جعل حدیث پرداختند و از قول رسول خدا گفتند: «من اراد ان یفرق امر هذه الامه و هو جمیع فاضربوه بالسیف كائنا من كان»(9)؛ آن كس كه در اندیشه ایجاد تفرقه در میان امت واحده اسلامى برآید؛ با شمشیر سركوبش كنید؛ هر كس كه مى‎خواهد باشد.»(10)

و در همین راستا ماموران مسلح حاكم حجاز به سیدالشهدا گفتند: "یا حسین! الا تتقى الله تخرج من الجماعه و تفرق بین هذه الامه(11)؛ اى حسین! آیا از خدا پروا نمى‎كنى كه از جماعت مسلمانان جدا مى‎شوى و در میان امت، تفرقه مى‎اندازى؟"

عبیدالله بن زیاد، حاكم عراق، نیز به مسلم بن عقیل گفت: «یا ابن عقیل! اتیت الناس و هم جمع فشتتت بینهم و فرقت كلمتهم و حملت بعضهم على بعض(12)؛ اى پسر عقیل! تو آمدى و در میان مردمى كه متحد بودندغ تفرقه انداختى و وحدت آنها را بر هم زدى و برخى را به جان پاره‎اى دیگر انداختى."

عمرو بن حجاج نیز در توجیه جنایت خود در كربلا گفت: «ما طاعت امام را كنار نگذاشته و از جماعت كناره‎گیرى نكردیم»، همو هنگامى كه سپاه كوفه را به جنگ تشویق مى‎كرد، گفت:

«یا اهل الكوفه الزموا طاعتكم و جماعتكم و لا ترتابوا فى قتل من مرق من الدین و خالف الامام(13)؛ اى كوفیان! فرمانبردارى كنید و یكپارچگى خود را حفظ نمایید و در كشتن كسى كه از دین خارج شده و بر امام شوریده است، تردید به خود راه ندهید.»

و بدین سان قیام عدالت خواهانه پسر پیامبر(صلی الله علیه و آله) كه با انگیزه امر به معروف و نهى از منكر و براى اصلاح جامعه اسلامى و به درخواست نیروهاى مذهبى ـ ملى كوفه، كه تشنه عدالت على بودند، آغاز گردید، آشوبگرى بر ضد حكومت اسلامى یزید تبلیغ گشت! و از سوى دیگر، یزید بن معاویه این جرثومه فساد و تباهى، عنصرى داراى فضایل انسانى و مهذب و هوشمند و ستوده خصال تبلیغ شد.(14)

 مرکز فرهنگی منتظران

| لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388;ساعت 10:52;  توسط نوكران مولا ; 
             ایام سوگواری آقااباعبدالله الحسین(ع) برمنتظران مهدی(عج) تسلیت باد

مرکز فرهنگی منتظران

| لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388;ساعت 10:50;  توسط نوكران مولا ; 
JavaScript Codes بهترین و زیباترین کدهای جاوا اسکریپت به همراه آزمایش آن کد
SongCode.blogfa بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران